السيد محمد حسين الطهراني

299

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

از اين مقام به كشف حجب ظلمانيّه و نورانيّه تعبير كرده‌اند ، كه : چون نور جمالى و جلال حقّ بر عقل و سرّ و وجدان اولياى خدا متجلّى گردد ؛ آنها را به درجه‌اى از خود فانى ، و به خدا باقى مىدارد كه : محو جمال وى شده ، و خداوند به جاى نفس بنده‌اش تدبير امور وى را مىكند ، و در امورات او تصرّف مىنمايد ؛ و بالأخره او را به مقام فناء مطلق ، و سپس به بقاء مطلق مىرساند . مقام فناء ، يعنى عجز تامّ و تمام ، و حدّ أكمل از إدراك ذات و وصول بدان ذروه ، به‌طورىكه بنده در عجز ، و عدم مكان ورود و دخول ، نه تنها افكارش و آرائش ، بلكه وجودش فانى گردد ؛ و چون پروانه در برابر پرتو شمع بسوزد ، و نيست و نابود شود ، و أثرى از او نماند . اينست نهايت معرفت كه العبوديّة جوهرة كنهها الرّبوبيّة « 1 » مىباشد ؛ نه آنكه به مجرّد گفتن ؛ به اينكه بگوئيم و اعتراف كنيم كه : خدايا ما عاجز از معرفت توايم ؛ مطلب تمام شود . اين كجا و آن كجا ؟ ! آن مقام فناء عجز است ، عجزى كه مردم بر زبان دارند ، هم عجز است . عجزى كه هم ديوار دارد ، عجز است . عجز رسول خدا كه عرض كرد : ما عرفناك حقّ معرفتك عجز است ؛ عجز كسى هم كه در كتابخانه‌اش مشغول مطالعه است ؛ و بر روى كاغذ ، و يا در كتاب عجز خود را مىنويسد ، عجز است . تنزيه صرف خدا را از عالم وجود ، جدا كردن و منعزل نمودن است ؛ كه عين تقييد است . و لازمه‌اش تعطيل است . تشبيه نيز مرجعش به تحديد ، و مقيّد ساختن اوست ، در آن موردى كه تشبيه بدان شده است . خدا از همه برتر و بالاتر ، و در عين حال با هر موجودى هست ، و معيّت

--> ( 1 ) در مصباح الشريعة ، باب 100 كه در حقيقت عبوديّت است ، گويد : قال الصادق عليه السلام : العبوديّة جوهرة كنهها الربّوبيّة . فما فقد من العبوديّة وجد فى الرّبوبية . و ما خفى عن الربوبية أصيب فى العبوديّة . قال الله تعالى : سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ . اى موجود فى عينتك و فى حضرتك .